روزهای سخت دور از خونه
گاهی وقتا زندگی بازیای عجیبی داره...انقد عجیب که خودمو گم میکنم توی لحظه های سختش...
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
ساعت 17:9 بعدازظهره...
هنوز خوابه...دیشب تو اتاق راش ندادم
چندباری خواست بیاد تا نزدیکیای صبح از ترس ولی نزاشتم...
خودم تا 8 صبح بیدار بودم به لطف بیداری و ترس از تاریکی و تنهایی تو اتاق رمان مادام بواری و خوندم و تمومش کردم...
جالبه نه؟
به مامانم دیشب گفته که فردا صب میرم دنبال همون کاری که چند وقت پیش رفته بودم ...
ولی تا الان خوابه ...
جالبه نه؟
دیشب از ط ل ا ق گفتم گفت اوکی فقط اگه راست میگی تا فردا باهام کاری نداشته باش...
میدونم که فکر میکنه بلوف زدم...
خودمم 8 خوابیدم و ساعت و گذاشته بودم رو 8:30 ولی هر کاری کردم نتونستم از جا بلند شم و چشام عجیبببب خواااااب داشتن و سنگین بودن...
حالا پیش خودش فکر میکنه لابد یادم رفته و یه خالی ای بستم و طبق معمول خودشو قانع میکنه که نمیتونم ازش دل بکنم؟؟؟؟!!!!!!
خدایا...
امروز ناخوداگاه فولدر فیلم عقد و باز کردم و دیدم اون ادمی که تو فیلم هست دیگه وجود خارجی نداره...
دیگه مایه ی افتخار نیست... دیگه خوشحال نیستم مثه اون روزا از کنارش بودن(گرچه اونروزها هم خوشی هام همیشه با ناخوشی فراوون انرمال بودن هاش همراه بود و من چشام و بسته بودم مثه احمقا)
جالبه نه ؟
13 اسفند سالگرد عروسیمونه و من الان اینجا اینجوری ام و به ط ل ا ق فکر میکنم....
خنثی م از هرگونه حسی...
انگار دیگه وجود نخواهد داشت اون ادمی که تو رویاهای خامم ازش ساخته بودم...
انگار دود شد و رفت هوا...
انگار از اول نبوده...
جالبه نه؟؟؟؟
جالبه یکی 100 میلیون و خورده ای رو در عرض 2 سال خرج کنه و حالا خرجش و مادر زن پدر زن بینواش بدن نه؟
جالبه که هیچ حرکتی نمیکنه و ک و ن ش و تکون نمیده و منتظر گوز هواییه نه ؟؟؟
دلیل؟؟ یه دلیل واسه تحمل این وضع؟؟؟؟ یه دلیل برای موندن کنارش؟؟؟
یه دلیل واسه زندگی کردن؟؟؟ یه دلیل واسه موندن و نرفتن...
با ناباوری نگاش میکنم وقتی خوابه(تازه الان بیدار شد 17:22) و میگم خدایا زندگیم چه ساده جهنم شد...
با ناباوری نگاش میکنم که چطور زندگیمو سیاه کرد...
چطوری همه چی و به پودری از گه و کثافت تبدیل کرد که دیگه نمیشه جمعش کرد؟؟؟؟؟
چرا؟؟؟؟
چرا تمومش نمیکنه؟؟؟؟ چرا جمعش نکرد و کاری نمیکنه؟؟؟
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منتظره چیه؟؟ منتظره بابای ... اه مرده...منتظره باباش ازون دنیا واسش یه چمدون گه بفرسته؟؟؟؟
چه جور خونواده ی اشغالی داره که پاسش دادن به من و گذاشتن رفتن...
چه جور مادر لا ش ی ای داره؟؟؟
هر جوری که فکر میکنم از مرگ هیچ کدوم از اعضای خونوادش ناراحت نمیشم....واقعا نمیشم...
امیدوارم هر کاری با من و اون و کلا با ما کردن سرشون بیاد بی کم و کاست
خدایا ...خدای من....
حالا که من گه خوردم و این کار و کردم... تو چرا نشستی و تماشا میکنی؟؟؟
نمیای کمک؟؟؟
حرف دل من این روزا...
من دیگه پیش تو برنمیگردم....تو خودتم میدونی
واسه خودتم بهتره که بعد من تک و تنها بمونی
یادت نمونده که من همون ادمیم که از دست تو دلگیرم
که اگه یه بازی و شروع کنم حتما تا اخرش میرم
هی به من بدی و کردی و از عاقبتش نترسیدی
از بس که خوشبینی حقیقت و هرگز نفهمیدی
خیلی خوشبینی اگه فکر کنی برمیگردمو
یا که فک کنی حقیقت و فراموش کردی
یا که فک کنی به این ساااااااااااادگی بخشیدمو بس
خیلی خوشبینی اخه نه راه پیش داری نه پس
از همین حالا دینی که به تو داشتم و ادا کردم
حساب خودمو از تو که اینهمه خوشبینی جدا کردم
با این که رفتم میدونم چقده منتظرم میشینی
باید بدونی که مشکل از خودته که به هر چیزی خوشبینی
از بس که خوش بینی حقیقت و هرگز نفهمیدی ...............!!!!!!!
(ولی انقد که گوساله س همینم نمیفهمه...)
خانه ام آرزوست با ان مشخصاتی که در ذهنم دارم
مغازه ام آرزوست با ان ################ (هاشور)
پولهای بی زبانمان را که خورده اند و آبی هم رویشان آرزوست...
به درد چه کنم چه کنم افتادنشان آرزوست تا بفهمند ما انسان بودیم و صبر میکردیم...
آرامشی ژرف و بی انتها و زیبا و ..... همه چیزهای خوب زندگی که از ان از ما بهتران پف یوزی شده که انگار خدا تمام وقتش را برایشان گذاشته تا نرنجند آرزوست....
شنیدن صدایم از طرف خدایی که اگر باشد و اگر هست به عدالتش اعتقادی ندارم و اگر عادل است پس چراهایم را جواب گویدم آرزوست...
خدایا چیز زیادی میخواهم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آرامشی که از من گرفتی را ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زوووووووووووووووووووووووووود تننننننننننننننننننننند سرررررررررررررررررریع
اجابت کن خواسته هایم را...
بگذار یکبار هم که شده فکر کنم خدای منم هستی...
فکر کنم که مرا هم میبینی...
زووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود
پول داشتن یعنی اینکه ماشینت و بنزین بزنی و بری بیرون یا باهاش کارات و انجام بدی یا یه دوری بزنی که دلت نترکه از غصه...
پول داشتن یعنی وقتی هوست کردی آب پرتقال بخوری پول داشته باشی یه تکدانه ی ۵۰۰ تومنی بخری و حرص نخوری واسه پولت که تموم نشه یه وقتی
پول داشتن یعنی اینکه بری مرکز خرید و وقتی برمیگردی دستت پر باشه و لبت خندون و دلت راضی از خریدی که کردی ...
پول داشتن یعنی وقتی میخوای غذا درست کنی در فریزر و باز کنی و ندونی امروز چی درست کنی از بس قدرت انتخاب هات زیادن
پول داشتن یعنی واسه هر ماه یه برنامه ریزی مشخصی داشته باشی واسه بقیه ی روزای ماه واسه خرج و دخلت...
پول داشتن یعنی یه عالمهههههههه پول داشته باشی ولی بی شعور نباشی و شعور و جنبه ش و هم داشته باشی
پول داشتن یعنی بری شرکت بیمه و ماشینت و بیمه کنی و سرت بالا باشه و پولشو همونجا پرداخت کنی با عابر بانکت نه اینکه رفته باشی فرم پر کنی واسه کار توی شرکت مزخرف بیمه
پول داشتن یعنی قبض اینترنتت و پرداخت کنی که قطع نشه...قبض موبایلت و پرداخت کنی که قطع نشه...قبض برق و آب و گاز و پرداخت کنی ...
پول داشتن یعنی اینکه بری توی بنگاه ها دنبال یه خونه ی شیک و بزررررگ و خوشکل و خوش ساخت بگردی و گلچین کنی که بخریشون نه اینکه دوباره اجاره نشین باشی
پول داشتن یعنی اینکه قدرت تعویض ماشینت و با یه ماشین مدل بالاتر داشته باشی
پول داشتن یعنی بری جایی (شهری)که باید بری و کارات و انجام بدی و برگردی و نگرون پول بنزین و مسافت و جاده و گواهی نامه و بیمه نامه و کارت ماشین و ... نباشی
پول داشتن یعنی چکی که برات کشیدن محل داشته باشه و توش پول باشه و تو بری بانک و پولو برداشت کنی و بریزی به حسابت و دلتتتت قننننججججج بزنه واسه اینکه چکشون و پاس کردن
پول داشتن یعنی همه پولت مال خودت بشه نه اینکه ۳|۲ شر خر بگیره اونم وقتی هنوز چکای اصلی رو پول نکرده ه ه ه ه ه ه ه
پول داشتن یعنی دستت به یه جایی بنده یه پارتی کلفت داری و یه پس انداز نجومی توی بانک که دلت نلرزه اگه چک یارو بی محل بود و صبر کنی تا پوستشو بکنی و دلت و زندگیت خون نشه
پول داشتن یعنی اینکه وکیلت بهت وفادار بمونه نه اینکه ۱۰ برابر دستمزدشو ازت بگیره و صداشم در نیاره و کاری هم که نکرد هیچی راپرتت و به طرف مقابلم بده و تو رو به ف...ک بده
پول داشتن یعنی کسی جرات نکنه پولات و بالا بکشه و تو رو بازی بده
پول داشتن یعنی کسی جرات نکنه روی سهم الارثت خیمه بزنه و نزاره که تکلیفشو معلوم کنی
پول داشتن یعنی اینکه وضعت اونقدر بحرانی نباشه که به خاطر اینهمه مشکل نتونی این زندگی و تحمل کنی و بخوای که جدا بشی و هر لحظه یه حالی داشته باشی....
کاش خونوادت این همه مشکل نداشتن
کاش انقد احمق نبودن
کاش اون معامله توی سال اشغال ۸۸ انجام نمیشد
کاش تورو بدبخت نمیکردن
کاش تو انقد بی جربزه نبودی
کاش انقد اشتباه نمیکردی
کاش انقد اشتباه نمیکردم
کاش هیچ وقت همدیگه رو ندیده بودیم
کاش بعد از اینهمه مشکل این داستان های تو حل میشدن و زندگی شیرین میشد...
ولی نمیتونم ...خسته تر از همیشه م ....باور کن بی پول نمیشه زندگی کرد
باور کن توی بلاتکلیفی نمیشه زندگی کرد
تو کلی مال و اموال داری که یا بالا کشیدن و میخوای پس بگیری یا یه سری دیگه که بعددددد از۰ ۱سااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال هنوز تقسیم نشدن و تکلیفشون معلوم نیست و میخوای درستشون کنی که یه دست صدا ندارهههههه
واقعا واست متاسفم که همش توی زندگیت بازی شاه و گدا اجرا میشه دو روز به عرش میرسی و چند روز بعد به خاطر خریت های خود احمقت دوباره رل گدا رو بازی میکنی
گمشو...
واسم هیچی دیگه مهم نیس...
دیگه هیچ عذری قبول نیییسسسسسس
نمیتونم دیگهههه
دست از سرم بردار
میخوام برررمممممممممممممممممممممممم
ماشین لباسشویی داره لباسا رو میشوره...جیجک خوابه (مرغ عشقم)کنار گلدون و بیسیم روی میز تلفن...لامپای توی خال روشنن به اضافه آشپزخونه و اتاقا...
فقط صدای ماشین لباس شویی میاد و تایپ کردن من و راه رفتن همسایه بالایی های چشم بادومی مون که معلوم نیس واسه چی شهر و کشورشون و ول کردن اومدن اینجا دارن زندگی میکنن و همیشه هم غایب از نظرن...
دختر پایینیه هم سر و صدا نمیکنه باز ناشیانه پیانو نمیزنه که بگه مثلا منم هستم...
طبقه ۴می هم که صداشون در نمیاد کلا و از نظر د ی ن ی جزیی از کفار به حساب میارنشون بیچاره ها رو چون ب ه ا ی ی هستن...!!!
میدونی من الان توی یه خونه ی تقریبا ۱۹۰ متری ۴سال ساخت خوشکل توی اتاق خودم که یه اتاقه صورتی رنگه با یه عالمه کمد سفید و میز تحریر خوشکل دوران مجردیم و لب تاپ و مبل راحتیم و بند و رخت و جاروبرقی جدیدم و یه عالمه کتاب و برچسب و ... نشستم
بغل دستش اتاق مشترکمونه...یعنی اتاق خوابمون ...آبیه و توش کنسول و تخت و عکس بزرگ دو نفره ی اسپورت عروسیمونه
از توی اتاقمون یه در به سمت مطبخ(که جداس از آشپزخونه ی کاملا اپن مون)هست
توی مطبخ یه در شیشه ای بزرگ هست به اندازه ی کل مطبخ رو به کلی درخت و رودخونه ای که زیر پامونه دقیقا ...
چون خونمون دقیقا کنار رودخونه ست و توی جنگله...
بعدش آشپزخونه س...با میز ناهارخوری و یخچال و ماشین ظرفشویی و لباس شویی و بوفه ی خود آشپزخونه
بعدشم هال مونه که ۲ دست مبل توش جا شدن با یه عالمه فضای خوب و دلباز و یه عالمه پنجره که تا وقتی خورشید غروب نکرده خونه نورانیه...
بعدش اتاقه آقای خونه س (همسره مربوطه) که توش هر کاری دلش بخواد اعم از کثیف کاری و به هم ریختگی و شلوغ کاری بگیر تا ....... میکنه و من خوشحالم که یه اتاق واسه خودش داره که گند نزنه به زندگیم:ی خوش اشتها بزرگترین اتاقم هست که توش یه حموم و دسشویی هم داره و اتاق مهمان هم به حساب میاد:ی
دوباره برگردیم سمت اتاق من که ته خونه س و پشت در ورودی خونه س و دید نداره ....کنار در ورودی یه دسشویی ایرانی هست...بعد که وارد راهروی اتاق خواب من و اتاق خوابمون میشی آخر از همه یه حموم بززززرررررگ هست که جکوزی داشته ولی صاحبخونه لطف کرده و برده ...
همه اینا رو گفتم که بگم همه اینا رو این خونه داره و من دارم ازش استفاده میکنم ولی چه فایده؟؟؟؟
چون مال من نیستن در واقع....!!!!
من اجاره نشین این خونه م...
میدونی
با ۲۳ سال سن شاید داشتن این مزایا خیلیم خوب باشه
اما من نمیدونم چرا همیشه تو زندگیم عجله داشتم و دارم؟
دلم میخواد این خونه یا یکی بهتر از این خونه رو بخرم....همین روزا...نه یه قرن دیگه...
میخوام تا ۱ سال دیگه یه همچین خونه ای داشته باشم...
میدونم خیلی خیلییییی زیاده خواه و ناشکرم و خیلی ها هستن که شاید آرزو کنن یه همچین خونه ای حتی اجاره ای داشته باشن...
ولی نمیدونم داستان چیه که من واسه تجربه کردن همه حسای زندگیم انقد عجله دارم؟؟؟؟؟
نکنه قراره تو ۳۰ سالگیم بمیرم و میخوام زودتر همه چی داشته باشم تا قبل مرگم؟
همیشه از اون بچگی م میگفتن که چیزایی میخوام که واسه سنم زیادی زوده....و هنوزم ادامه داره و من جلوتر از سنم خواسته داشتم و دارم و بهشون رسیدم به هر نحوی شده...
این روزا خیلی ناراحتم...خیلی درگیرم....خیلی غر میزنم خیلی ایراد میگیرم....
با وجود همه ی این امکانات هی مینالم و زر میزنم
چند شب با همسر قهر بودم....با دختر داییم رفتیم بیرون و موقع برگشت که میخواستم ماشین و بیارم توی پارکینگ در عقب ماشین و سمت راست و زدم به در پارکینگ و به باد رفت ماشینی که تازه درست شده بود به خاطر کوبوندش به ستون پارکینگ و ایضا مالو ندش به ستون و داغون کردنش...
بیچاره این ماشین دیگه جون نداره از دست من...
۱ ماه برده بودنش هی تعمیر و صافکاری و ....باز ر ی دم بهش....
مشکل اینجاست که فعلا نمیتونیم ماشین بالاتر از این حدودا بگیریم ....و منم به هیچ عنوان نمیتونم پشت فرمون دنده ای بشینم...گواهی نامه هم ندارم لازم به ذکر.... و مجبوریم اتومات بگیریم فقط...
خدایا شکرت ها ...
ولی چی میشد یه میلیارد پول داشتم؟یه میلیارد تومن....نه ریال بد متوجه نشی؟
حوصله م سر رفته به خدا...
به خدا خوشی نزده زیر دلم ....کارم گیره و خیلیییییییییییییییییی درگیری ذهنی دارم
خدایا ....خودت کمکمون کن خواهش میکنم همه چی درست کن
صدای ماشین لباسشویی و جیجک در اومد
فعلا
سلام
حالم خوب نیس...
عصبانیم
بیشتر از اون بیقرارم...
بیکاره توی خونه و میخوره و میخوابه و پول خرج میکنه
خودشم خسته شده
ولی ک ون گش ادشو تکون نمیده بره دنبال کار بگرده....
حالم از این مم ل کت بهم میخوره که انقد ت خ می ه
چه پول داشته باشی چه بی پول باشی کار نیست
داریم روز به روز بدبخت تر میشیم و بازم سرشونو مثه گاو بالا گرفتن و میگن ما مشکلی نداریم
ما مشکل بیک اری نداریم
تو رم وجود نداره
خدایا
آخه جا قحط بود؟
خدایا دلم میخواد بیام اون بالا یه فصل کامل بکوبمت تا دلم خنک شه و بفهمی که
تعیین محل و ک ش و ر زندگی چه تاثیری تو زندگی ما بیچاره های نسل سوخته ی سومی داشته
خوشت میومد یکی از ماها بودی به این اوضاع دچار میشدی؟
حالا که این گند و زدی و منم این گه و خوردم و حالا مثه خر تو گل گیر کردم
یالا بیا کمکم
تو منو بوجود اوردی پس بدو بیا و مسئولیتشو به عهده بگیر
بیا بغ ل م کن نازم کن و با چوب جادوییت
همه چی و درست کن و بزار سر جای خودش
اوضاع که اروم شد منو بزار پایین تا برم واسه ادامه ی زندگی
نه که بگی تو همین الانم روی پای من نشستی و داری اینا رو تایپ میکنی
یا بگی من همیشه کنارتم
نه من مجازیشو نمیخوام
من که میدونی چشام نمیبیننت
خوب میخوام اینبار ببینمت
گرم ای نفسای ارامش بخشت و کنار گ وشم حس کنم
میخوام صدای لالاییت و بشنوم
میخوام ب وسم کنی
منو فش ار بدی تو ب غ ل ت
میخوام لم س کنم
نه اینکه حس ششمم به کار بیفته
یا هرچی
خدایا زود باش
آب دستته بزار زمین و بدو بیا پیش منو
منو دریاب
من بنده ی پرروی چشم سفیده بی تربیت زبون دراز توام
عاش قتم
عاشق می
منو زاییدی
بدو بیا دستام و بگیر که خسته شدم از بس تاتی کردم
بیا تاوان زاییدنت و بده و کمکم کن
دوست دارم ولی از نوع پررو و بی ادبش
مگه نمیدونی ادما کسی و که دوس دارن بیشتر اذیتش میکنن؟؟؟؟؟
بیااااا
الان
زوددددد
سلام...
از خونه ی جدید
و اینترنت جدید و اتاق جدیدم آپ میکنم ....
:ی:ی:ی:ی
خدایا
این روزا رو به خیر بگذرون....
خدایا خودت میدونی چی میگم...
جریان پول هامون که هنوز پس ندادن و ...
بگیر تا برسه به وضع مم ل ک ت که هیچ اعتمادی بهش نیسسسسس....
عاقبت ما چی میخواد بشه؟
اسیرمون نکنییییییییییییییییییی
حالم خوب نیس...
در حد روانی شدنم
اما الان بی حسم از بس داد زدم و جیغ کشیدم و گریه کردم...
سرم یه جوریه
هنوز تو همین خونه ایم
همه ی وسیله ها توی کارتن هستن
همه جای خونه بهم ریخته س
نصف جمع و نصف پهنه
منتظر یه آدم د ی و س بی پدر و مادریم...
پول خودمونو بهمون نمیده
دزده
بی شعوره ل ا ش ی ه
ما رو سر کار گذاشته و هی امروز و فردا میکنه
دارم داغون میشم
سگ جونم شدم
دارم از درون خورد میشم
اما مقاومتم هم انگار رفته بالا
اون رفته اون شهر لعنتی
من اینجا تنها
دارم دق میکنم
از ساعت ۱ بعدازظهر تا الان که ۶:۳۰ بعدازظهره مارو کاشته که الان پول میرسه دستم بهتون میدم
صابخونه هامون منتظرن که تکلیفمون معلوم شه
دارم دق میکنم واقعا
دلم میخواد برم و اون مر ت یکه ی پ فیوز و جر ش بدم
خسته شدددددددددددددددددددددددددددددم
یعنی میشه آپ بعدی من از اون خونه باشه؟
یعنی میشه من دق نکنم و امشب به خوبی و خوشی پول و بده و بیاد ؟
یعنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا داری چی و میسنجی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
داری با ما چیکار میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بس کن
تمومش کن
از تو هم بدم مم ممممممممم میاد دیگههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
فقط میگم که حرصم خالی شه ازت بدم نمیاد
ازت کینه ای ندارم خدا
یه جوریم ولی
ته دلم و انگار امیدوار میکنی
ولی میرینی بهم
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ازت بدم میادددددددددددددددددددددددددددددددددد
